تبلیغات
توتم - مطالب فروردین 1388
تیترهای هفته؛ تحلیل های بنده! (2)

(اطلاعات) اعلام شرایط استخدام معلمان حق التدریسی

_ البته همانطور که حتماً هم شنیده اید؛ جناب وزیر در مصاحبه با خبرنگاران، کاملاً مودبانه و با بیان جملات زیر این خبرو تکذیب کردند:

 "متاسفانه برخی افراد در کشور ما برای استخدام شدن در دستگاههای دولتی له له(؟) می‌زنند، اما من همین جا اعلام می کنم که در آموزش و پرورش طرحی برای استخدام نداریم!"

(ایران) فرهنگیان در شهرکهای ویژه صاحب مسکن می شوند.

_ حتماً می پرسید ویژه از چه لحاظ؟ احتمالاً و با توجه به نمونه های قبلی، ویژه از آن لحاظ که مکان احداث این شهرکهای محترم در نقاط خوش آب و هوایی مثل کویر لوت و دریاچه نمک در نظر گرفته شده (البته با رعایت حداکثر حریم از جوامع بشری!) و امکانات این شهرکها با توجه به استاندارد مناطق اسکیمونشین قطب تبیین شده اند.

(خراسان) قانون حذف کنکور در برزخ

_ *ای قانون حذف کنکور مصوب تو کیست؟ نمی دانم

   *مجری تو کیست؟ آن را هم نمی دانم!

   *پس تو چه می دانی! او را به جهنم ببرید.

(دنیای اقتصاد)سه ضلع رقابت در انتخابات ریاست جمهوری به شهرستانها رفته اند؛ بازار گرم سفرهای استانی

_ این رقابت با توجه به افزایش روز افزون کاندیداها کم کم داره شبیه به یک n ضلعی میشه!

(سرمایه) وزیر کار آمار زمستان 87 را اعلام کرد؛ 12.5 درصد نرخ بیکاری

_ بدیهی است که در  آمار فوق "اعضای تعاونی متراسیون خیابانهای شهر"، "جمعیت الافهای مقیم مرکز"، "اعضای فدراسیون گیم نت های محلی" و دیگر اعضای گروههای  اینچنینی به عنوان افراد "کاردار" در نظر گرفته شده اند.

(سرمایه) وزیر علوم از 250 هزار صندلی خالی در دانشگاه ها پس از پذیرش تمام داوطلبان خبر داد؛ امسال همه کنکوریها قبول می شوند.
 
_ نمی دونم؛ شاید هم از اقبال کفگیر خورده بنده است که در طول دوران تحصیل، هم در دانشگاه قبلی و هم فعلی همیشه توی راهروها باید دنبال صندلی اضافه بگردم(!) آخه این 250 هزارتا صندلی ای که میگین پس کجاست؟

(سرمایه) هشدار رئیس اتاق تهران: نفس تولید به شماره افتاده است

 _ هشدار نداره که عزیز من! هر چه سریعتر با 115 تماس بگیر تا چند روز بعد هم که بچه‌های اورژانس می رسن، مرتب علائم حیاتیشو چک کن. بد نیست با سازمان بهشت زهرا هم در ارتباط باشی.

(کارو کارگر)در جمع دانشجوان اهواز؛ میر حسین: انتخابات آزاد، منصفانه و رقابتی باید مهمترین خواست ملت باشد

_ تا اونجا که بنده می دونم، خواست ملت در شرایط فعلی وام ، پیاز و سیب زمینی به مقدار لازمه که رقبای شما هم به خوبی این موضوعو درک کردن و در همین راستا حرکت می کنند. پیشنهاد می کنم که شما هم یک تجدید نظری کلی بفرمایید.

(وطن امروز)مسعود ده نمکی در گفتگو با "وطن امروز" از اخراجی ها می گوید؛ دلم برای جنگ تنگ نشده

  _ بنده هم اگر فرمول جادویی فروش میلیاردی هجویات در سینمای ایران رو یاد می گرفتم، دیگه دلم برای هیچ چیزو هیچ کس تنگ نمی شد.

(هدف و اقتصاد) رئیس سازمان گسترش: ادغام خودروسازان از نظر سهامداری امکانپذیر نیست

_ مثل اینکه شما اطلاع ندارین؛ در ایران عزیز ما غیر ممکن وجود نداره. در ضمن اگر به اظهار نظرهای اینچنینی ادامه بدی، میری همونجایی که نصف کابینه و همه مدیران معلوم الحال رفتند. (نمونه اش مورد کاملاً "منطقی" اخیر).

(اعتماد ملی) میر حسین موسوی: احمدی نژاد را خطری برای کشور نمی دانم

 _ اشتباه به عرضتون رسوندن، ایشون "خطری برای کشور نیستند"، در واقع "رئیس جمهور کشور هستند"

در ضمن "خطر داره" واسه یه انیمیشن دیگه است میر حسین جان.

(ابرار) رئیس جمهور: مسئول ساختن تاریخ و آینده بشریت هستیم

_ جناب رئیس جمهور، بالا غیرتاً وضعیت حال کشور خودمان را دریابید، آینده بشریت پیشکش!

(اسرار) حجت الاسلام کروبی: تعداد کاندیداها باعث گرم شدن فضای انتخاباتی می شود

_ البته مستحضرید که اگر زیاد هم داغ شود، ممکن است مثل دوره قبل ته گرفته، باعث فرصت سوزی شود.

(خبر) محمد مایلی کهن: دو بار به خاتمی رای دادم، یک بار به احمدی نژاد

_ خب خدا رو شکر، این نشون میده که سرمربی جدید تیم ملیمون از یک ثبات فکری مثال زدنی برخورداره.

(ابتکار) میر حسین موسوی: نمی توانم دروغ بگویم

_ اصلاً نگران نباش، کار سختی نیست، همه اولش بلد نیستند، اما با یه کم تمرین و ممارست بالاخره یاد می گیری.

(ابتکار) جدال میرحسین موسوی و ابراهیم نبوی بر سر فاطمه رجبی

_ به به! چشم جناب الهام  روشن.

(خبر) تدابیر سرمربی تیم ملی تغییر می کند، تیم ملی ائتلافی مایلی کهن

_ این همون جو انتخاباتِ که همه رو گرفته: تیم ملی ائتلافی، سیب زمینی انتخاباتی،...

(حیات نو) رد نظر سازمان ملل و کارشناسان از سوی وزارت رفاه: خط فقر 850 هزار تومانی را قبول نداریم!

_ سازمان ملل جان؛ این خط فقر شما واسه امثال بنده از قلل مرتفع و دست نیافتنی رفاهه، تو رو به خدا امیدمونو ناامید نکن!




نویسنده :حامد --
یکشنبه 30 فروردین 1388-06:43 ب.ظ



توصیه های ایمنی_اجتماعی (2)

موضوع : تماشای بازی فوتبال با طعم ملی!

تعریف : هر نوع بازی فوتبال که در برخی یا تمامی ارکان آن (اعم از بازیکن، مربی، حتی لباس و ...) نام مقدس "علی‌دایی" به چشم بخورد، در جرگه بازیهای ملی قرار‌گرفته و رعایت نکات زیر جهت کاهش درد و سوزش هنگام تماشای این دسته از بازیها، به سفارش موکد مراجع کارشناس نود "واجب‌کفایی" می‌باشد.

در قدم اول تا می‌توانید "از غیرت خود بکاهید!" زیرا همانطور که می‌دانیم و می‌دانید چه ببریم و چه برده شویم چیزی از ارزش‌های فوتبال ما و ایضاً شخص پدر‌خوانده (علی‌دایی) کم نمی شود. (ازاینکه دقیقاً این ارزشها کی و کجا کاسته می‌شوند، خبری در دست نیست، اما به محض اطلاع شما را نیز زیر‌نویس می‌کنیم.) حال همه با توجه به این نکته و با رعایت "غیرت مطمئنه" به تماشای بازی فوتبال البته با طعم ملی می‌رویم.

تبصره: این تماشا می‌تواند به صورت استادیومی یا تلویزیونی صورت پذیرد که ما به صورت پیش‌فرض توصیه‌هایی را برای نوع استادیومی آن بیان می‌کنیم اما این توصیه‌ها در مورد تماشای تلویزیونی نیز کاربرد دارد و قابل اجراست.

از لحاظ فنی هر بازی ملی می‌تواند شامل سه مرحله متوالی زیر شود :

1- جلو می‌افتیم 2- مساوی می‌کنیم 3- می‌بازیم ؛ که به فراخور شرایط محیطی و محاطی مختلف (از قبیل فنی، جوی، روحی، فیزیکی، شیمیایی، هسته‌ای و...) در اکثر بازیها هر سه مرحله یاد شده، گاهی نیز دو مرحله اول و به ندرت وقوع تنها مرحله اول را در طول یک بازی شاهد هستیم. در اینجا با فرض وقوع هر سه مرحله در یک بازی چگونگی روند انجام آن را پیگیری و لابلای آن توصیه‌هایی را نیز بیان می‌کنیم:

1- شروع بازی تازمانی که جلو می‌افتیم؛ در این برهه زمانی "هرچه می‌خواهد دل تنگت بکن"، مثلاً تیم باشگاهی مورد علاقه‌ات را تشویق‌کن، با هم قطارها حرکات موزون جدید را مرور‌کن، گاه‌گداری نیز اگر یادت افتاد که برای تشویق تیم‌ملی آمده‌ای، می‌توانی همراه جمعیت یکصدا از علی‌دایی تجلیل کنی(!)پس از چندی چنان جوگیر می‌شوی که به کل یادت می‌رود بازی را نگاه کنی، ناگهان هم قطارها را می‌بینی که حدود 10 متر از زمین فاصله گرفته‌اند و چنان فریاد می‌کشند که از داخل دهانشان، شماره صندلیشان را می‌توان خواند! نگران نباش اتفاق خاصی نیوفتاده، تیم ملی گل زده و تو هم می‌توانی به سان دوستان "فاکتور‌منشانه" در این شادی ملی سهمیم شوی(!)

2- از لحظه‌ای که جلو افتاده‌ایم تا زمانی که مساوی می‌کنیم؛ از اینجا به بعد تمام حواست به بازی است، حرکات داور را زیر ذره‌بین گرفته و احساس می‌کنی که انگار داور از نتیجه بازی راضی نیست. به هر حال او هم انسان است و "جایزالاحساس"، و تو نیز به عنوان یک تماشاچی آگاه و همیشه حاضر در صحنه وظیفه "نهی‌از‌منکر" را در چنین شرایطی برای خود محفوظ می‌دانی. داور بخت برگشته هم با سوتی که هر‌چند درست اما به ضرر تیم ما می‌نوازد حجت را بر تو و همه همسنگرانت تمام کرده و اینچنین پروژه "ارشاد داوری" کلید می‌خورد، همه یکدل و یکصدا با سر دادن شعارهایی مثل:

"توپ تانک فشفشه...داور کمی دقت‌کن!"

یا "شیر سماور، اگزوزخاور...گوشاتو بگیر داور "

تیم داوری را به صعه‌صدر و دقت بیشتر دعوت می‌کنند. (واقعاً چه تماشاچی‌های فهیمی هستیم ما!)

در همین گیرودار است که "ستاره‌ای از تیم مقابل بدرخشیده، لال می‌کند مجلس را" و این سکوت حزن انگیز معنایی ندارد جز آنکه "مساوی شدیم".

3- ازلحظه تساوی تا زمانی که می‌بازیم؛ این مجال پایانی را انگار پایانی نیست، هنوز جای گل قبلی التیام نیافته که بازیکنان تیم مقابل را در سکوت دو چندان شده استادیوم مشغول رقص "سرخ‌پوستی" می‌بینی و این یعنی اینکه "باختیم". برای عبور از این مرحله داغ، همراه داشتن یک "پماد‌سوختگی" از نان شب هم واجبتر است، میگویید نه_نمونه‌اش همین بازی اخیر تیم‌ملی مقابل عربستان که از "ماتحت" من و شما گرفته تا معاونین ریاست جمهوری و شخص رئیس جمهور به شدت نیازمند همین پماد محترم شد و جای خالی‌اش را همه با پوست و گوشت و استخوان احساس کردیم.

این مرحله با یک تیتراژ مناسب به پایان می‌رسد که در آن تماشاچیان قدرشناس تشکر ویژه ای را از خانواده‌های محترم علی‌دایی و بازیکنان – شرکت اتوبوسرانی –‌ شهرداری تهران – وکلیه عزیزان دست اندر کار به عمل آورده و در آرامش کامل استادیوم را ترک می‌کنند. (واقعاً چه تماشاچی‌های فهیمی هستیم ما!)




نویسنده :حامد --
شنبه 22 فروردین 1388-07:47 ب.ظ











آرشیو


طبقه بندی


نویسندگان


ابر برچسبها


جستجو