یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود، نه شرقی بود نه غربی بود؛
ماهپاره کوچولوی قصه ما، خیلی دلش ازاین زمین و آسمون گرفته بود، طفلکی خسته شده بود از بس که سِکرت مونده بود. دلش میخواست بره فضا، پیش زهره- ناهید... بقیه بَروبچهها؛ حیوونکی حقم داشت، آخه وسط اون بیابون برهوت دیگه حوصلش هم سر رفته بود. خلاصه؛ ماهپاره کوچولو که به صورت تمام قد در یک دوره سه چهار ساله و کاملاً یهویی پا به عرصه وجود گذاشته بود، یک کار مهم هم باید انجام میداد؛ حالا که ما به کوری چشم بعضیها به جز مشکلات خودمون، مشکلات بقیه کشورهای کره زمینُ هم حل کرده بودیم، وقتش بود تا یه فکری هم برای فضا وآحاد ملتهای مظلوم فضایی میکردیم. ضمن اینکه باید دوستان ابرقدرتی مثل بولیوی، جیبوتی و ونزوئلا توی فضا هم کشف! میشدند تا با کمکشون کل کائناتُ از لوث وجود استکبار پاک کنیم. این شد که ماهپاره کوچولوی دوست داشتنی قصه ما در یک شب زیبای زمستانی با بدرقه دولتی راهی آن سوی ابرها شد. رفت و رفت، تا که رسید به کهکشان راه شیری، ماهپاره آرزو از اینکه آرزوهاش برآورده شده بود، توی سفینهاش نمی گنجید (کنایه از اینکه بسیار خوشحال بود!)، اما در عین اینکه که از این شرایط جدید به شدت لذت میبرد، وظایفشو هم از یاد نبرده بود و برای اصلاح وضع فضانشینان تمام تلاش خودشو میکرد.
مرتب به سفرهای "خرده سیارکی" میرفت و از نزدیک (خیلی نزدیک!) وضعیتشونو بررسی میکرد، به دردودلاشون گوش میداد و... هر جا هم که میرفت اول از فضانشینان احوال مسئولینو جویا میشد، مثلاً میپرسید: "مسئولین کار نمیکنن.. گوششونو میپیچونیم!".
خلاصه این ماهپاره کوچولوی ما خیلی کار میکرد، حتماً بعضیاشو خودتون شنیدید دیگه مثل: "تغییر نام راه شیری به بزرگراه شیخ فضلاله نوری"، "احیای گشت ارشاد فضایی"، "برخورد کوبنده با ماهوارههای استکبار جهانی"، "تفکیک جنسیتی ستارهها از سیارهها"، "انحلال سازمانهای فضایی مثل ناسا" و...
در پایان به جد امیدواریم که ماه پاره کوچولو دیگه هیچوقت برنگرده (آخه اونجا خیلی بهش خوش میگذره) برای همه فضا نشینان نگون بخت هم آرزوی صبر جزیل (به قاعده یک جرثقیل) داریم .
موضوع : چگونگی مواجهه با اتوبوسهای تندرو (B.R.T)
تعریف : اتوبوسهای تندرو یکی از انواع ناوگانهای حملونقل شهری میباشند، که اصولا خطوط ویژه از "مایملک" پدریشان بهحساب میآید و مشخصه دیگر آنها این است که از هر پنج ترمز راننده فقط به یکی، وآن هم به دلخواه پاسخ مثبت می دهند .
عکسالعملهای صحیح هنگام مواجهه با یک اتوبوس تندرو
(B.R.T) باتوجه به فاصلههای مکانی مختلف :
1- اتوبوس تندرو در فاصله 500 متری شماست؛ در این شرایط خود را به سمت یکی از جویهای دو طرف خیابان پرتاب کرده ، کف آن دراز بکشید و تا 10 بشمارید ، حال می توانید از جای خود بلندشده واز ادامه حیاتتان لذت ببرید!
تبصره- چنانچه پس از آنکه خود را پرتاب کردید، احساس نمودید به جوی آب نرسیده و کف خیابان دراز کشیده اید، بجای آنکه تا 10 بشمارید ، یک "حمد" قرائت فرمائید و اکیداً چشمهای خود را باز نکنید.
2- اتوبوس تندرو در فاصله 250 متری شماست؛ هرگز سعی نکنید که خود را از مسیر آن خارج کنید، زیرا فرصتی برای انجام اینکار نیست . دستهارا پشتسر گذاشته ، همجهت و دقیقاً وسط مسیر اتوبوس دراز بکشید . اگر خوششانس باشید و راننده تغییر مسیر ندهد شما بین فاصله چرخها قرارگرفته و زنده میمانید، لذا کماکان میتوانید از ادامه حیات خود لذت ببرید!
تبصره- از لحظه دراز کشیدن تا عبور کامل اتوبوس به دلیل استرس و اضطراب شدید روانی احتمال بروز سکته مغزی محتمل است؛ لذا پیشنهاد میکنیم در این بازه زمانی خاص جهت کاهش فشارهای روانی به برخی از سوالات فلسفی و بی پاسخ تاریخ بشری فکر کنید. مانند :
نمونه الف) "اول مرغ بود یا تخم مرغ؟"
نمونه ب) "اگه نه شیر داره نه […] (جایگاهی برای ارائه شیر) ، پس چهجوری شیرشو بردن هندستون!!؟"
3- اتوبوس تندرو در فاصله 50 متری (یا کمتر) از شماست؛ بهسرعت کاغذی را که قبلاً روی آن نوشتهاید، "لطفاً پول خورد نریزید!" و در جیب خود قرار دادهاید را بیرون آورده و با دو دست مقابل صورت خود نگهدارید، همزمان نیز " شل کنید "، زیرا تجربه نشانداده در اکثر موارد دردناک (مثل تزریق آمپول) سریعترین راه برای رسیدن به آرامش نسبی " شل کردن " است (پیشینیان نیز بر این باور بودند که: کارنیکو کردن از شل کردن است)، درادامه برای گذراندن این چندصدمثانیه باهمان لحن مهربان و آشنا با خودتکرار کنید: "شل کن ، شل کن ، ..." سپس به محض شنیدن صدای ترکیدن خود بگویید: " آفرین،تموم شد!! "
توصیه های ما را اکیداً جدی نگیرید!